X
تبلیغات
اصفهان زیبا
کسی به کسی کار یاد نمی دهد.هر کسی خودش باید تلاش کند.

+ نوشته شده توسط مهدي منتظرالقائم در دوشنبه سی ام اردیبهشت 1392 و ساعت 22:55 |
قطار سمت خدا ميرفت، همه مردم سوار شدند وقتى به بهشت رسيد، همه پياده شدند يادشان رفت، مقصد**خدا** بود

+ نوشته شده توسط مهدي منتظرالقائم در یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1392 و ساعت 19:43 |
به صدای کفش هایمان گوش کنیم......

+ نوشته شده توسط مهدي منتظرالقائم در یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1392 و ساعت 17:7 |
در سیاست کسانی بازنده هستند که زود تر عصبانی شوند.

+ نوشته شده توسط مهدي منتظرالقائم در یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1392 و ساعت 16:21 |
دنیا به این بزرگی یک لقمه است ما هم با این بزرگی برای دنیا یک لقمه هستیم.
+ نوشته شده توسط مهدي منتظرالقائم در جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1392 و ساعت 23:51 |
هیچ کجای این دنیای خاکی منو خوشحال نمی کنه.

ملکوتم آرزوست.

+ نوشته شده توسط مهدي منتظرالقائم در سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1392 و ساعت 13:46 |
ازدواج کردن و ازدواج نکردن هر دو موجب پشیمانی است.پس بهتر است ازدواج کنید.


+ نوشته شده توسط مهدي منتظرالقائم در شنبه چهاردهم اردیبهشت 1392 و ساعت 7:24 |
چهاردهمین سالگردشهادت پاسدارعبدالرسول شاه سنایی برگزارشد.
حوزه 3امام حسین (ع) ناحیه امام رضا(ع) چهاردهمین سالگرد شهادت پاسدار عبدالرسول شاه سنایی فرمانده اسبق این حوزه را برگزار کرد.

به گزارش باشگاه خبرنگاران بسیج ناحیه امام رضا(ع)، چهاردهمین سالگرد شهادت پاسدار عبدالرسول شاه سنایی شهید امر به معروف ونهی از منکر به همت حوزه 3 امام حسین(ع) با حضور سروان حسین رجب پور مسئول علمی فرهنگی سازمان بسیج دانش آموزی سپاه صاحب الزمان (عج)،ابوالفضل توکلی شهردار شهر زاینده رود و جمعی از مسئولان رده های مختلف بسیج درمنزل این شهید بزرگوار برگزار گردید.قرائت زیارت عاشورا وزیارت آل یاسین  از برنامه ها ی اجرایی دراین مراسم بود.خاطر نشان می شود شهید عبدالرسول شاه سنایی فرمانده اسبق حوزه3 امام حسین(ع) به عنوان شهید امر به معروف ونهی ازمنکر در28دی ماه سال 1377در حین انجام مأموریت به درجه رفیع شهادت نایل گشت.

http://basijnews.ir/index.php?q=content/%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D9%87%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%B3%D8%A7%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%AF%D8%B4%D9%87%D8%A7%D8%AF%D8%AA-%D9%BE%D8%A7%D8%B3%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%B9%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D9%84%D8%B1%D8%B3%D9%88%D9%84-%D8%B4%D8%A7%D9%87-%D8%B3%D9%86%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%B4%D8%AF

+ نوشته شده توسط مهدي منتظرالقائم در پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1392 و ساعت 14:6 |

<در هفته احياي امر به معروف و نهي از منكر كه از اول تا هفتم محرم بود، مانور تذكر لساني در سطح استان اصفهان با به‌كارگيري بيش از 12هزار نفر از نيرو‌هاي بسيج، نيروهاي مردمي ستاد احيا با هدف ايجابي به اجرا در آمد.>

دبير ستاد احياي امر به معروف و نهي از منكر استان اصفهان در نشستي با خبرنگاران، اين مطلب را اعلام كرد و گفت: ‌تجليل از شوراهاي امر به معروف و نهي از منكر مساجد و هيئت‌هاي مذهبي و اصناف در شهرستان‌ها، سخنراني پيش از خطبه‌هاي نماز جمعه، برگزاري جلسات هماهنگي با مسئولان انتظامي براي حمايت از مانور تذكر لساني، تجليل از شهداي امر به معروف و نهي از منكر استان، به صدا در آوردن زنگ امر به معروف و نهي از منكر در مدارس، برگزاري نشست فرماندهان نظامي و بسيجي و افتتاح دفاتر حمايت قضائي از آمران به معروف و ناهيان از منكر از جمله ديگر برنامه‌هاي هفته احياي امر به معروف و نهي از منكر در سطح استان اصفهان مي‌باشد. 

حجت‌الاسلام و المسلمين محمد حسين فقيهي گفت: تاكنون در سطح استان اصفهان شش نفر به اسامي ‌شاهپور سلطان‌پور، عبدالرسول شاه سنايي، محمد محسنيان، مسعود اعظمي، سعيد پزشكي و محمد جعفر مصحفي، شهداي امر به معروف و نهي از منكر در استان اصفهان بوده‌اند كه دو شهيد از اين شهدا در گلزار شهداي اصفهان مدفون هستند.

وي با بيان اينكه دهه عاشورا همزمان با هفته احياي امر به معروف و نهي از منكر است افزود: امام حسين (ع) فريضه امر به معروف و نهي از منكر را فريضه‌اي مهم كه راهگشاي همه فرايض است مي‌دانند كه اگر در جامعه، احيا شود همه فرايض و تكاليف ديني و اجتماعي احيا و اجرا خواهد شد.

دبير ستاد احياي امر به معروف و نهي از منكر استان اصفهان گفت: امر به معروف و نهي از منكر، دخالت در كار ديگران نيست، بلكه مأموريتي است كه خداوند به عهده افراد گذاشته و نظارت داشتن از طريق امر به معروف و نهي از منكر، ترويج و اقامه نماز در جامعه، ادا و پرداخت حقوق مالي و پيروي از خدا و رسول(ص) از فريضتين به شمار مي‌رود.

حجت‌الاسلام و المسلمين فقيهي افزود: جامعه، مسئولان، مردم و ... بايد به فريضه امر به معروف و نهي از منكر توجه كنند، چرا كه نظارت مي‌تواند از بروز فساد، فتنه و ... جلوگيري كند.

وي به بخشي از فعاليت‌هاي فرهنگي ستاد احياي امر به معروف و نهي از منكر هم اشاره كرد و گفت: يكي از برنامه‌هاي معاونت فرهنگي ستاد احياي امر به معروف و نهي از منكر، ترويج امر به معروف و نهي از منكر در دانشگاه‌هاست.

 وي گفت: در اين راستا با روِساي بيش از 20دانشگاه و نمايندگان ولي‌فقيه در دانشگاه‌ها جلساتي برگزار شده تا فريضتين امر به معروف و نهي از منكر در اين دانشگاه‌ها احيا شود.

دبير ستاد احياي امر به معروف و نهي از منكر استان اصفهان با بيان اينكه بيش از 40 مصوبه طي كمتر از دو سال در اين جلسات به تصويب رسيده است گفت: تلاش در جهت كاهش و عدم اختلاط دختران و پسران در دانشگاه‌ها، يكي از اين مصوبات است.

وي افزود: بسياري از روِساي دانشگاه‌ها اذعان داشته‌اند كه تفكيك دختران و پسران موجب پيشرفت علمي در دانشگاه‌ها شده است.

وي افزود: در اخبار هم آمده بود كه تفكيك جنسيت در دانشگاه‌ها در ديگر كشورها هم، پيشرفت علمي را به ارمغان داشته و طبيعي است كه در كشور اسلامي ايران با توجه به ارزش‌هاي ديني، ما نبايد در اين زمينه عقب باشيم.

حجت‌الاسلام و المسلمين فقيهي، ارتباط با صدا و سيما و فعال‌سازي سايت ستاد  احياي امر به معروف و نهي از منكر و ... را از ديگر برنامه‌هاي معاونت فرهنگي برشمرد.

دبير ستاد احياي امر به معروف و نهي از منكر گفت: سياست ستاد احياي امر به معروف و نهي از منكر استان اصفهان، تشكيل شوراي امر به معروف و نهي از منكر در هر يك از ادارات است تا اين شوراها با تشكيل جلساتي، منكرات ادارات خود را بررسي و راهكار، ارائه دهند و پس از اجرا، يك نسخه از آن را براي ستاد احيا ارسال دارند كه البته معاونت ستاد هم بر كار آنها نظارت دارد.

***

معاون سازمان‌هاي اجرايي ستاد احياي امر به معروف و نهي از منكر استان و شهرستان اصفهان هم، امر به معروف و نهي از منكر را داراي اهميت فراواني دانست و گفت: معاونت سازمان‌هاي اجرايي ستاد احياي امر به معروف و نهي از منكر، تابلوي ستاد احيا شناخته مي‌شود و داراي  مديريت‌هاي قضائي و حقوقي و مديريت انتظامي است كه وظيفه بررسي مسائل حقوقي و انجام پژوهش در معروفات و منكرات و بررسي علل و شيوه‌هاي مقابله و جلوگيري از پيدايش و گسترش منكرات را در قالب آسيب‌شناسي دارد.

ابراهيم مهران‌فر، از ديگر فعاليت‌هاي معاونت سازمان‌هاي اجرايي ستاد امر به معروف و نهي از منكر را آموزش ضابطين و مجريان، عيون خودرويي و اماكن، حمايت از آمران به معروف و ناهيان از منكر و ... اعلام كرد و گفت: ما در دادگستري‌هاي استان و شهرستان، دفاتر حمايت از آمران به معروف و ناهيان از منكر را تشكيل داده تا مردم در انجام اين فريضه و وظيفه شرعي امر به معروف و نهي از منكر دلگرم شوند، به گونه‌اي كه تا امروز 13 دفتر در شهرستان‌ها ايجاد شده و حدود پنج دفتر ديگر در اين ايام در شهرستان‌ها راه‌اندازي خواهد شد و تا پايان سال جاري نيز در تمامي شهرستان‌ها اين دفاتر راه‌اندازي و فعال خواهند شد كه اين خود، نوعي حمايت است.

 مهران‌فر با نشان دادن دفتر عيون خودرويي و اماكن كه شامل برخي از تخلفات از جمله اخلال در نظم عمومي از طريق پخش موسيقي، مزاحمت براي نواميس مردم، همراه داشتن سرنشين فاقد حجاب مناسب و ... مي‌باشد گفت: اين دفاتر در اختيار افراد معتمد قرار داده شده و آنها با مشاهده اين تخلفات، آنها را در اين دفاتر ثبت و براي ستاد احياي امر‌به‌معروف و نهي‌از منكر ارسال مي‌كنند و مسائل پيگيري خواهد شد.

مهران‌فر كه رياست سازمان قضائي نيروهاي مسلح استان را هم عهده‌دار است گفت: وظيفه اصلي ستاد احياي امر به معروف و نهي از منكر استان اصفهان، بسط و گسترش تذكر لساني مي باشد و ستاد احياي امر به معروف و نهي از منكر استان اصفهان از نظر فعاليت‌هاي انجام شده، در سطح كشور، پيشتاز مي‌باشد.

***

معاون تشكل‌هاي مردمي ستاد احياي امر به معروف و نهي از منكر استان اصفهان و شهرستان اصفهان هم گفت: اين معاونت هم داراي مديريت‌هاي اصناف و اماكن عمومي، مساجد و هيئت‌هاي مذهبي، احزاب و انجمن‌هاي اسلامي و گزارشات مردمي و تذكر لساني است.

حجت‌الاسلام و المسلمين محمد زارعان گفت: در اتحاديه‌هاي مختلف در سطح استان و شهرستان، شوراهاي امر به معروف و نهي از منكر تشكيل شد كه كار شناسايي معروفات و منكرات را به عهده دارند تا راهكارهاي مناسب را اتخاذ نمايند. البته آموزش‌هاي لازم در زمينه اجراي تذكر لساني به آنها داده شده است.

وي افزود: در مديريت مساجد و هيئت‌هاي مذهبي هم اقدامات خوبي انجام شده است كه در 163 مسجد از 750 مسجد فعال در سطح شهرستان اصفهان و 92 هيئت مذهبي شوراهاي امر به معروف و نهي از منكر تشكيل شده است.

+ نوشته شده توسط مهدي منتظرالقائم در پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1392 و ساعت 14:4 |
پیکر مادر سه شهید امروز در اصفهان تشییع و به خاک سپرده شد.
حاجیه خانم سکینه خرسندی مادر شهیدان عبدالرسول ، فرج الله و علی محمد شاه سنایی به علت عارضه قلبی در 81 سالگی درگذشت.

این مادر شهید سال 87 در همایش سراسری اعطای نشان ایثار به والدین معظم شهدا از دست رئیس جمهور نشان ملی ایثار دریافت کرده بود.

منبع:

http://www.iribnews.ir/NewsText.aspx?ID=1897028

+ نوشته شده توسط مهدي منتظرالقائم در پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1392 و ساعت 14:1 |
حاجيه خانم سكينه خرسندى، مادر مكرمه‏ى شهيدان »عبدالرسول«، »فرج‏الله« و »على محمد« شاه‏سنايى(
هفتاد و نه ساله قبل در كوهستان (از توابع استان اصفهان) به دنيا آمد. پدرش »غلامعلى« مغازه‏دار بود. دست سه فرزندش را گرفت و برد خانه ميرزا.
- به اين بچه‏ها درس بده تا خواندن و نوشتن ياد بگيرند. پولش را برات مى‏آورم. اگر هم جنس خواستى بيا در مغازه. بچه‏ها چند روزى به خانه ميرزا رفتند تا اين كه »غلامعلى« سينه‏پهلو كرد و مرد. در مغازه‏اش بسته شد و مادرش سلطان كه مى‏ديد تا مدتى ديگر محتاج رزق و روزى بچه‏ها خواهد شد، آنها را از رفتن به خانه ميرزا منع كرد.
سلطان دو ماه بعد از مرگ مردش دختر كوچكش را به دنيا آورد.
- من هفت ساله بودم كه بابام به رحمت خدا رفت. مادرم هميشه نگران بود. من خواهرم را كول مى‏كردم و مى‏بردم خانه همسايه‏مان كه او هم بچه شيرخواره داشت. خواهر من را هم شير مى‏داد.
»سكينه« چهارده ساله بود كه »حفيظ الله« به خواستگارى‏اش آمد. او در »هشت بهشت« (يكى از توابع استان اصفهان) با پسردايى‏اش باغبانى مى‏كرد. گفته بود: »برام يك دختر اهل زندگى و سازگار پيدا كنيد.«.
پسردايى در اولين جرقه، »سكينه« را به ياد آورده بود. وقتى به خواستگارى آمدند، او پاسخ داد: »من اين را نمى‏شناسم. نمى‏توانم زنش بشوم.«
همسايه‏ها كه مرد جوان را مى‏شناختند، تعريف كردند و او پذيرفت. عاقد به خانه آمد. از سوى داماد وكيل بود كه دختر را به عقد او درآورد، با مهريه هزار تومان. مهريه را خود حفيض الله انتخاب كرده بود.
گفته بودند: »خيلى زياد است. چرا اين قدر مهريه براى زنت تعيين مى‏كنى؟«
جواب داده بود: »مى‏خواهم ميخم را به آسفالت بكوبم نه به ديوار كاهگلى. بايد بداند كه چقدر دوستش دارم«.
- شام نداديم. چون شوهرم هم مثل من يتيم بود. خانه بزرگى در محله »جنيران« كرايه كرديم. حياط بزرگى داشت با هفده اتاق دورتادرو آن. جلو هر اتاق، يك ايوان بود با سقف‏هاى گنبدى شكل.
سه فرزند اولشان از دنيا رفتند. فرزند چهارمش، فاطمه نيز بعدها بر اثر سرطان درگذشت. بعد از رضا، او دوباره باردار شد به علت ناراحتى شديد قلبى كه به سراغش آمده بود، پزشكان تشخيص دادند كه بايد جنين او سقط شود. اما مادر اين كار را غير شرعى مى‏دانست.
- جان يكى ديگر را بگيرم، براى خاطر خودم!
بچه‏ها را با همه دشوارى كه در دوران باردارى كشيد، نگه داشت. وقت زايمانش برخلاف آن كه ديگر فرزندانش كه قابله آنها را به دنيا آورده بود، برايش پزشكى از بيمارستان آوردند. نوزاد و مادر هر دو از خطر گذشتند.
عبدالرسول در سال 1338، فرج‏الله دو سال پس از او،

على محمد در سال 1345 و عبدالحميد بعد از او به دنيا آمدند. سكينه درباره دوران باردارى فرج‏الله مى‏گويد: »ماه محرم بود و ما هميشه توى خانه روضه‏خوانى برپا مى‏كرديم. روز عاشورا روضه‏خوان بعد از مراسم آمد و از من پرسيد: براى بچه‏اى كه در راه داريد، اسم انتخاب نكرده‏ايد؟
گفتم: نه.
گفت: ديشب پدر بزرگت را خواب ديدم. مى‏گفت: فردا روضه را پرشورتر بخوان. اسم بچه را هم بگو بگذارند فرج‏الله.
همان روز به نيت سلامتى فرزندم، شله‏زرد نذر كردم. آن را بار گذاشتم و بين همسايه‏ها پخش كردم.«
»سكينه« نيت كرد تا وقتى كه فرزندش زنده باشد، همين نذرى را هر سال بدهد. زايمان كرد و بچه سالم ماند. اما »فرج‏الله« از بدو تولد بسيار ضعيف و رنجور بود. دست و پايش بى‏حس شدند. در بستر افتاد. پزشكان دارويى براى درمان او نمى‏شناختند. سكينه كه هر لحظه كودكش را مى‏ديد و از رنجى كه او مى‏كشيد در عذاب بود، او را رو به قبله خواباند. زن همسايه به ياد نذرى او افتاد.
- تو مگر هر سال شله‏زرد نداشتى. پس چرا نمى‏پزى؟
گفت كه حوصله ندارم و دست و دلش به كار نمى‏رود. زن به او كمك كرد تا ديگ نذرى را بار بگذارند. غذا را كه تقسيم كردند، چند قاشق از آن به نيت شفا به »فرج« داد. ساعتى بعد، حال پسر كه روزها در بستر افتاده بود و حس و حال برخاستن نداشت، رو به بهبود رفت. او بعدها در مدرسه »اميركبير« تحصيل كرد و گواهى‏نامه پايان دوره راهنمايى را گرفت. با شروع جنگ عازم جنوب شد. وقتى برگشت، از منطقه تعريف مى‏كرد: »ننه، دعا كن اسير نشوم، اسيرى خيلى سخت است. دعا كن شهيد شوم.«
»فرج« بسيار اهل مطالعه بود. كتاب‏هاى دكتر شريعتى و آيت‏الله مطهرى و مفتح را مى‏خواند. به تفسير و آموزش نهج‏البلاغه بسيار علاقه داشت.
آن شب »سكينه« براى نماز سحر برخاست. چراغ اتاق كنارى روشن بود. تو ايوان را پاييد. پوتين‏هاى فرج را ديد. لاى در را گشود. ساك پسر جلوى در بود و خودش وسط اتاق دست‏هايش را به قنوت بلند كرده بود. ايستاد به تماشاى او تا نمازش تمام شد. سر و رويش را غرق بوسه كرد.
- جان مادر، چرا تو سرما نشستى، چرا نيامدى آن اتاق كه كرسى هست!
- نمى‏خواستم بيايم تو اتاق. مبادا كه زن داداش خواب باشد.
صبح كه سكينه بيدار شد. لباس‏هاى شسته شده را رو طناب

رخت ديد. فرج زير لبى مى‏خنديد.
- لباس چرك‏هاتان را شستم كه براتان يادگارى بگذارم. پيش از رفتنش كتاب‏هايش را آورد.
- اينها را بخوانيد، نگذاريد خاك بخورند.
او رفت و بيست و يكم خرداد ماه سال 1360 در دارخوين به شهادت رسيد.
پيكرش مانده بود در مرز عراق و كسى را ياراى بازگرداندن او نبود. »سكينه« روز و شب مى‏گريست. خواب از چشمانش رميده بود. آن شب »فرج« به خوابش آمد.
- مادر چرا اين قدر گريه مى‏كنى؟ بى‏تابى نكن. من را يك بار به اصفهان و يك بار به سردخانه شيراز برده‏اند. الان در اهواز هستم. شماره پلاكم 127 است.
سيكنه پسرهايش را سراغ او فرستاد. »فرج« خوب نشانى داده بود. او در سردخانه اهواز بى‏نام و نشان مانده بود.
»على محمد« نيز همزمان در جبهه بود.شناسنامه‏اش را دستكارى كرد. مى‏خواست داوطلبانه برود جبهه. سكينه به ياد مى‏آورد آن سال را كه همسرش فوت كرده بود. على محمد ده سال بيشتر نداشت و ماه رمضان همه روزه‏هايش را مى‏گرفت. مادر او را مى‏بوسيد.
بر تو واجب نيست عزيز من.
به جاى پدر مى‏گيرم.
او قبل از عزيمتش، از همسر برادرش خواست كه فرزندى را كه در راه دارد، اگه پسر شد، اسمش را بگذارد ميثم و اگر دختر شد، سميه. او رفت و دو ماه بعد نامه‏اى فرستاد.
مادر عزيزم، اگر خبر شهادت من را آوردند، ناراحت نشويد. حال من خوب است اما سه تا از دوستانم شهيد شده‏اند.
او در ششم اسفند سال 1360 در چزابه مفقودالاثر شد. تا پنج سال از او خبرى نبود.
عبدالرسول عضو رسمى سپاه پاسداران بود و همواره در جنگ حضور داشت. پس از آن نيز در مأموريت‏ها حضور مى‏يافت. آن شب به خانه خواهرش رفت. از او حلاليت طلبيد.
- من به زودى شهيد مى‏شوم.
خواهرش خنديد.
- جنگ تمام شده، شهادت كجا بود.

او بيست و هفتم رمضان، مطابق با بيست و چهارم دى ماه سال 77 به عنوان فرمانده عمليات به يك خانه تيمى محل فساد حمله كرد و در درگيرى به شهادت رسيد. او در وصيت‏نامه‏اش نوشته بود: »قلبم از شادى همچون عاشقان معشوق مى‏تپد. امروز به ميعادگاهى مى‏روم كه در آن با معشوق خود وصلت مى‏كنم. مى‏روم تا به يار خود بگويم كه به نداى »هل من ناصر ينصرنى« جانشين رسولت لبيك بگويم.«


منبع:

http://www.rasekhoon.net/mashahir/show/603047//

+ نوشته شده توسط مهدي منتظرالقائم در پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1392 و ساعت 13:58 |
سلام دوستان عیدتان مبارک

+ نوشته شده توسط مهدي منتظرالقائم در پنجشنبه یکم فروردین 1392 و ساعت 11:13 |

اسلام شناسان و مراجع معظم تقلید، شرایطی را برای امر به معروف و نهی از منکر بیان کرده اند که در این جا هر یک از آن شرایط را با توضیح مختصری بیان می کنیم.

 

_________________

 

1- شناخت معروف و منکر 9

 

مهم ترین شرایط انجام درست امر به معروف و نهی از منکر، شناخت معروف ها و منکرها و شرایط و شیوه های آن است. اگر کسی معروف و منکر را نشناسد، نمی تواند دیگران را به انجام کاری دعوت و یا از آن باز دارد. از قدیم گفته اند: خفته را خفته کی کند بیدار!

 


ییک پزشک معالج زمانی می تواند به درمان بیمار بپردازد که درد را بشناسد و به نوع و ریشه های آن آگاه باشد. استاد شهید مرتضی مطهری(ره) در باره لزوم شناخت معروف و منکر می فرماید: آیا (من و شما می فهمیم که امر به معروف و نهی از منکر چیست و چگونه باید انجام شود؟ تا حالا که امر به معروف و نهی از منکرهای ما در اطراف دگمه لباس و بند کفش مردم بوده است [در باره] موی سر و دوخت لباس مردم بوده است! …منکر چه می شناسیم که چیست! ما گاهی معروف ها را به جای منکر می گیریم و منکرها را به جای معروف… چه منکرها که به نام امر به معروف و نهی از منکر به وجود نیامد. آگاهی و بصیرت می خواهد… دانایی، روان شناسی و جامعه شناسی می خواهد تا انسان بفهمد که چگونه امر به معروف و نهی از منکر کند; یعنی راه معروف را تشخیص دهد، ببیند معروف کجاست، منکر را تشخیص بدهد، ریشه منکر را به دست بیاورد، [ بداند] از کجا منکر سرچشمه می گیرد. از این رو ائمه ما فرموده اند: جاهل بهتر است امر به معروف و نهی از منکر نکند، چرا؟… چون جاهل هنگامی که امر به معروف و نهی از منکر می کند می خواهد بهتر کند بدتر می کند و چقدر در این زمینه مثال ها زیاد است.)10

 


البته این که ائمه فرموده اند: جاهل بهتر است امر به معروف و نهی از منکر نکند، برای آگاهی دادن به خسارت های ناشی از برخوردهای جاهلانه است، نه این که تکلیف امر به معروف و نهی از منکر از جاهل ساقط است. علم و شناخت در موضوع مورد نظر، مانند طهارت برای نماز است که شرط آن به شمار می رود و باید آن شرط را به دست آورد. 
نتیجه آن که، هر یک از ما مسلمانان وظیفه داریم در راستای تبلیغ احکام نورانی اسلام و جلوگیری از منکرات و کژروی ه، اول، بدانیم چه چیزهایی معروف و چه چیزهایی منکرند و ثانی، شیوه های مناسب را برای باز گرداندن خطا کاران از بی راهه ها باز شناسیم تا از آفات اقدامات جاهلانه در امان بمانیم.

+ نوشته شده توسط مهدي منتظرالقائم در شنبه نوزدهم اسفند 1391 و ساعت 12:32 |

سپندارمذ ماه

سپندارمذماه آخر ز سال
که گشت آخرين ماه هر بدسگال
همي مژده دارد که تا چند روز
پذيرد چمن حسن و زيب و جمال
به هر مرغزاري بتازد تذرو
به هر بوستاني ببالد نهال
کشد ابر بر سايه فرش بهار
دمد مشک بر کوه باد شمال
ز سلطان گيتي ملک ارسلان
شود طالع سال فرخنده فال
جهاندار شاها تويي از ملوک
که گردون محلي و دريا نوال
چو مهر مضي تاب و بر خلق تاب
چو سرو سهي بال و در ملک بال
 
+ نوشته شده توسط مهدي منتظرالقائم در چهارشنبه شانزدهم اسفند 1391 و ساعت 18:48 |

 

مدتهاست که می خواستم تنفری را که از چند نفر دارم را کنار بزارم چون اینجوری فقط خودم را اذیت می کنم.بخشش بهترین راه حله و اراده کردم که دیگه الکی گیر ندم.چون هر چی فکر کردم کارم درست نبوده.انسان هر مشکلی که براش پیش میاد خودش مقصره و نباید دیگران را مقصر بدونه.همانطور که باعث هر موفقیتی را شخص خودمان می دانیم باعث سختی ها را هم خودمان بدانیم و تقریبا میشه گفت که دیگران زیاد تو موفقیت یا عدم موفقیتمان تاثیری ندارند و ما با در دست گرفتن سکان زندگیمان می توانیم خودمان رهبر باشیم و از خداوند هم کمک بگیریم. 

 

 

دیگران را ببخشید

بخشش
متنفر شدن از آدمها مطمئناً خیلی آسان‌تر از بخشیدن کسانی است که به شما بدی کرده‌اند.
 
نمی‌خواهیم بگوییم که بخشش چیزی است که باید راحت آن را خرج کنید. بخشش همه اراده شما را می‌گیرد و در روند آن مجبور خواهید شد بخشی از آنکه هستید را هم بدهید.

بسیاری از متخصصین ادعا می‌کنند که برای گذشتن از آسیبی که کسی به شما می‌زند، باید تمایل به بخشیدن آن فرد داشته باشید. بااینکه گفتن این سخت نیست اما در واقعیت آنقدرها هم که تصور می‌کنید آسان نیست. برای خیلی‌ها ممکن است سال‌ها طول بکشد تا بتوانند کسی را ببخشند، مخصوصاً در مواردی که فرد متوجه آسیب جدی شده باشد. و البته کسانی هم هستند که هیچوقت کسانی که به آنها صدمه می‌رسانند را نمی‌بخشند.

پس چرا بخشیدن کسانی که به شما بدی کرده‌اند تا این اندازه مهم است؟ دلایل مختلفی برای آن وجود دارد. مهمترین این دلایل این است که وقتی احساس نفرت را درون خود نگه می‌دارید، رنج خودتان را بیشتر می‌کنید. همچنین حق گذشتن از اتفاقات و شاد بودن دوباره را از خود می‌گیرید. وقتی کیسه نامرئی تنفر را با خود حمل می‌کنیم، به آرامی بخشی از آنچه که هستید را ویران می‌کنید و به کسی که از او متنفر هستید اجازه می‌دهید روی شما کنترل پیدا کند. درآخر این احساس تنفر شما را سوزانده و تخریب فاجعه‌باری در زندگی و روابطتان ایجاد می‌کند. اگر می‌خواهید تاثیری که بر زندگی شما داشته‌اند را از میان بردارید، باید راهی برای بخشیدن آن فرد پیدا کنید.

نکته آن این است که چطور باید این کار را بکنید؟ آیا باید ملاقاتی رودررو برای صحبت کردن درمورد آنچه برایتان اتفاق افتاده با آن فرد داشته باشید و به او بگویید که او را بخشیده‌اید؟ به این بستگی دارد که خودتان فکر می‌کنید چه روشی برایتان بهتر است. یک پاسخ قطعی برای همه اتفاقات وجود ندارد و نمی‌توان استانداردی خاص تعیین کرد. بخشش می‌تواند آسیب‌هایی به دنبال داشته باشد. اگر درمورد شما هم همینطور است، پس هنوز برای آن آمادگی ندارید. البته بخشش راه‌های دیگری هم دارد.

یکی از روش‌هایی که آسیب کمتری به دنبال خواهد داشت این است که نامه‌ای برای آن فرد بنویسید و کارهایی که آن فرد در حق شما کرده را با مقدار جزئیاتی که می‌خواهید شرح دهید. حتماً نامه را بازخوانی کنید تا مطمئن شوید که چیزی که می‌خواستید بیان کنید کاملاً در آن وجود داشته باشد. هر جزئیات دیگری که می‌خواهید را به آن اضافه کنید و البته این را هم قید بکنید که آن فرد را بخاطر کارهای بدی که در حقتان کرده است، بخشیده‌اید. مرحله بعدی خیلی مهم است. اینکه آن نامه را برای آن فرد بفرستید یا خیلی راحت آن را بعنوان نشانه‌ای از بخشیدن آن فرد، از بین ببرید. برای خیلی‌ها بهتر است که آن نامه را جایی چال کنند یا حتی آن را بسوزانند.

بخشیدن آدمها یکی از سخت‌ترین کارهایی است که از عهده انسانها برمی‌آید. به هیچ وجه نباید برای آن عجله کرد یا آن را آسان گرفت؛ بخشیدن آدم‌ها یک کاتالیزور خوب برای جلو رفتن در زندگی است.





گردآوری : گروه سلامت سیمرغ
www.seemorgh.com/health
منبع
+ نوشته شده توسط مهدي منتظرالقائم در پنجشنبه دهم اسفند 1391 و ساعت 3:26 |