اصفهان زیبا
من هم به مانند آشنایانم در بیمارستانی 70 میلیونی برای مداوای ذهنم بستری هستم. 
قالب وبلاگ
 

دوست داشتم همه در سلامتی کامل باشند. بی سواد بودم . کارگر ساختمونی بودم. دوست داشتم هر روز صبح بیل و کلنگم را روی دوشم میذاشتم و میرفتم سر کار. اینقدر کار می کردم که حسابی عرق می کردم. ظهر می رفتم بقالی تخم مرغ می خریدم. نان می خریدم. میومدم توی ساختمان نیمه کاره و با دوستام سفره را می انداحتیم و ناهار می خوردیم. عصر می رفتم خونه و خانمم بم می گفت خسته نباشید و بیل و کلنگم را از دستم می گرفت.

بچه بم می گفت بابا برام اسباب بازی میخری؟ منم با غم و اندوه می گفتم فعلا پول نیست و بعدا برات می خرم.بچه گریه می کرد و مامانش میگفت ساکت باشه و بچه بازم غرغر می کرد و منم دلم به حالش می سوخت. همین لحظه صاحب خونه هم میومد و میگفت اجارت 6 ماهه که عقب افتاده و باید خونه را تخلیه کنی. فرداش هم میرفتم توی خیابون چادر میزدم.

منم بازم غمگینتر میشدم ولی میگفتم که خدایا شکرت که سالمم و کار می کنم و زن و بچم سلامت باشند  همه مشکلات را حل می کنم. 

کتاب تخیلات رویایی اثر سایمون لانسر

[ پنجشنبه بیستم آذر 1393 ] [ 23:9 ] [ مهدي منتظرالقائم ] [ ]
مصطفی ملکیان به اولویت فرهنگ بر سیاست معتقد است و بنابراین وظیفه روشنفکر را بیشتر نقد فرهنگی جامعه می‌داند تا نقد سیاسی دولت. روشنفکران و مصلحان اجتماعی به جای اینکه همیشه مجیز مردم را بگویند و فکر کنند تمام مشکلات متوجه رژیم سیاسی است، باید از مجیزگویی مردم دست بردارند و به مردم بگویند چون شما اینگونه‌اید حاکمان هم آنگونه‌اند. حاکمان زاییده این فرهنگ اند، جامعه‌ای که فرهنگش این باشد ناگزیر سیاستش هم آن می‌شود و اقتصادش هم آن می‌شود. خطاست که روشنفکران و مصلحان اجتماعی برای دست یافتن به محبوبیت اجتماعی مجیز مردم را بگویند و بگویند که مردم هیچ عیب و نقصی ندارند، چراکه رژیم سیاسی ناشی از مردم است و رژیم سیاسی بهتر به فرهنگ بهتر نیاز دارد. ملکیان در همین راستا به عوامل و عناصری اشاره می کند که موجب عقب‌ماندگی ایرانیان شده است: 1.پیشداوری: اولین خصوصیتی که در ما وجود دارد، پیشداوری‌های فراوان نسبت به بسیاری از امور است. اگر هرکدام از ما به درون خودمان رجوع کنیم پیشداوری های فراوان می‌بینیم. 2.جزمیت و جمود: نوعی جزمیت (دگماتیسم) و جمود در ما ریشه کرده است. ممکن است ما معتقد باشیم که فلان گزاره درست است. این سالم است. اما اگر معتقد باشیم که فلان گزاره محال است که درست نباشد؛ این محال است انسان را تبدیل به انسان دگمی می‌کند. 3.خرافه‌پرستی: ویژگی دیگر ما خرافه‌پرستی است، هم خرافه در بافت دینی و مذهبی و هم در بافت‌های غیر دینی و مذهبی. خرافه در بافت مذهبی یعنی چیزی که در دین نبوده و در آن وارد شده است. اما مهم‌تر این است که به معنای سکولار آن هم خرافه‌پرست هستیم. خرافی به معنای باور آوردن به عقایدی که هیچ شاهدی به سود آن وجود ندارد ولی ما همچنان آن عقاید را در کف داریم. راه‌حل درمان این سه عامل اول، تقویت روحیه استدلال‌گرایی است. 4.بها دادن به داوری‌های دیگران نسبت به خود. 5.همرنگی با جماعت. 6.تلقین‌پذیری: یعنی رایی را بیان کردن و آرای مخالف را بیان نکردن و مخاطب را در معرض همین رای قرار دادن. تلقین‌پذیری یعنی قبول تک‌آوایی 7.القاپذیری: با تلقین‌پذیری متفاوت است. در القا یک رای آنقدر تکرار می‌شود تا تکرار جای دلیل را بگیرد. 8.تقلید: یعنی اینکه من آگاهانه یا ناآگاهانه تحت‌الگوی شخصی باشم. 9.تعبد: یعنی سخنی را پذیرفتن صرفاً به این دلیل که فلان شخص آن را گفته است. 10.شخصیت‌پرستی: کمتر مردمی به اندازه ما شخصیت‌پرست اند و شخصیت‌پرستی جز این نیست که شخصیتی خود را بر خود عرضه می‌کند و خوبی‌هایی که در زندگی اطراف خودمان نمی‌بینیم از سر توهم به او نسبت می‌دهیم و او را به دست خودمان بزرگ می‌کنیم. 11.تعصب: به معنی چسبیدن به آنچه داریم و نگاه نکردن به چیزهای فراوانی که نداریم. 12.اعتقاد به برگزیدگی: اینکه گمان می‌کنیم به نوعی مورد لطف خدا هستیم. 13.تجربه نیندوختن از گذشته: انسان‌های سالم کسانی هستند که در درونشان می‌توانند بزرگترین دشمنان خود را از لحاظ عاطفی ببخشایند، چراکه از لحاظ عاطفی باید بخشود اما از لحاظ ذهنی نباید فراموش کرد. اما متأسفانه ما عکس این عمل می‌کنیم،از لحاظ عاطفی نمی‌بخشیم و کینه‌جویی در ما زنده است، اما به لحاظ ذهنی فراموش می‌کنیم چرا که حافظه تاریخی ملت ما بسیار کند و تار است. 14.جدی نگرفتن زندگی: سقراط از ما می‌خواست که در عین شوخ‌طبعی زندگی را جدی بگیریم. کسانی زندگی را جدی می‌گیرند که دو نکته را باور کنند: ۱. باور به مستثنی بودن از قوانین حاکم بر جهان؛ دلیل هر جدی نگرفتن مستثنی ندانستن خود از قوانین هستی است. ۲. نسبت‌سنجی در امور: انسان‌هایی که زندگی را جدی نمی‌گیرند چیزهای مهم تر را برای چیزهای مهم رها می‌کنند. 15.دیدگاه مبتذل نسبت به کار: دیدگاه کمتر مردمی نسبت به کار تا حد دیدگاه ما نسبت به کار مبتذل است. ما کار را فقط برای درآمد می‌خواهیم و بنابراین اگر درآمد را بتوانیم از راه بیکاری هم به دست آوریم از کار استقبال نمی‌کنیم. 16.قائل نبودن به ریاضت: ریاضت به معنای آنکه باید چیزهایی را فدا کرد تا چیزهای باارزش‌تری را به دست آورد. ما می‌خواهیم همه چیز را داشته باشیم و وقتی دیدگاهمان نسبت به کار آنگونه است، نسبت به مصرف هم دیدگاهمان این‌گونه می‌شود و باعث می‌شود دچار مصرف‌زدگی شویم. کدام یک از ما برای آرمان‌های خود حاضر است به قدر ضرورت اکتفا کند؟ این مصرف‌زدگی ما را به دنائت می‌کشد. اگر به ضروریات زندگی قانع بودیم، مجبور به کرنش کردن نبودیم. 17.از دست رفتن قوه تمیز بین خوشایند و مصلحت: مردمی که منافع کوتاه‌مدت را ببینند و قدرت دیدن منافع درازمدت را نداشته باشند در معرض فریب‌خوردگی هستند. 18.زیاده‌گویی: ما ملت پرسخنی هستیم و آسان‌ترین کار برای ما حرف زدن است. 19.زبان پریشی: بدتر از پرسخنی ما زبان‌پریشی ما است. زبان‌پریشی به این معنا است که انسان حرف خود را خودش هم متوجه نمی‌شود. 20.ظاهرنگری: ظاهرنگری به دلیل غلبه روحیه فقهی در دین بر کل کارهایمان سایه افکنده است. یعنی به جای آنکه ما به ارزش و انگیزه کار توجه کنیم فریفته ظاهر می‌شویم. منبع: http://s5.picofile.com/file/8125979350/علل_عقب_ماندگی_ایرانیان.pdf.html
[ دوشنبه هفتم مهر 1393 ] [ 21:35 ] [ مهدي منتظرالقائم ] [ ]
من هم به مانند دیگر آشنایان و غریبه ها در بیمارستانی ۷۰  میلیونی بستری هستم تا با تلاش زیاد متخصصین ذهن بیمارم را مداوا کنند.مرحله ی بعدی عزمی راسخ است برای ساختن دنیایی زیبا پر از صلح به دور از من گفتنها و پرستیدن نژادی خاص.

زنده باد زندگی

زنده باد صلح جهانی

خدا حافظ افکار بیمار.

دور باد ز ما نژاد پرستی.

[ پنجشنبه بیست و نهم خرداد 1393 ] [ 16:44 ] [ مهدي منتظرالقائم ] [ ]
خنده خنده خنده و نگاه که آخرش هم معلوم نیست که چی میشه. توی جامعه ایی که رفتار آدمها متضاده. در جامعه ایی که نگاه کنی متهم به هیز بود و چشم پلشتی میشی ؛ نگاه کنی متهمت می کنند به اینکه چقدر اُمُلی و یا شاید هم بگویند طرف احساس نداره و از اینجور چرندیات.

ما انسانها مخلوقات عجیبی هستیم که خود خداوند هم تقریبا داره از دستمان عقلش را از دست می دهد و هر روز به درگاه اجدادش رو کرده و می گوید که ای پدران بزرگوار من در زندگی یک بار اشتباه کردم آن هم آفرینش این انسانهای هزار لایه است که من مخلوق هم از رفتارشان گیج شده و هر روز از دست این کرده ی خود در حال استغفار هستم ولی کسی نیست که توبه ی من را قبول کند ، چون آفریدگار دیگری نیست که توبه ی من را بپذیرد. من آخرین خالق هستم و تک و تنها در این دنیا مانده ام و هیچ کسی نیست که من غریب را درک کند و برایم دل بسوزاند.

صدها هزار پیامبر فرستادم تا شاید این انسانها به راه راست برگردند و مونس و همدم من باشد ، ولی کو گوش شنوا. این آدمها دست خر را از پشت بسته اند. صدها بار به آنها توصیه کردیم که ما را که خداوند یگانه هستیم بپرستید ولی باز هم این موجودات کودن یا گاو پرستند یا خورشید پرست یا بت پرست یا انسان پرست و بدتر از همه دیکتاتور پرست. یکی هیتلر را پرستید و دیگری استالین و آخرینشان صدام و معمر قضافی.

الهم اجل آخر الدنیا.

[ یکشنبه هجدهم خرداد 1393 ] [ 15:32 ] [ مهدي منتظرالقائم ] [ ]
مصمم شويد كه كارى بايد صورت گيرد، سپس راه انجام آن را خواهيد يافت . آبراهام لينكلن

[ جمعه شانزدهم خرداد 1393 ] [ 22:20 ] [ مهدي منتظرالقائم ] [ ]
دشمنی و پادورزی ، به آدم خردمند انگیزه زندگی می دهد . ارد بزرگ
[ چهارشنبه هفتم خرداد 1393 ] [ 14:50 ] [ مهدي منتظرالقائم ] [ ]
اگر اندازه را نگاه نداریم ادب زحمت می شود و وقار کمروئی ، شجاعت به عربده جوئی می کشد و صراحت به بیحیایی . کنفوسیوس
[ چهارشنبه هفتم خرداد 1393 ] [ 12:35 ] [ مهدي منتظرالقائم ] [ ]
نمی توانی راستین باشی مگر آن که در مسیر جاودانی گام نهی . وین دایر
[ چهارشنبه هفتم خرداد 1393 ] [ 11:34 ] [ مهدي منتظرالقائم ] [ ]
همواره از این افسرده ام که در راه تقوا پیش نمی روم و از مباحثه معلومات کوتاهی می کنم و پیوسته خود را در طریق عدل نگاه نمیدارم و جبران خطاها را از عهده بر نمیایم . کنفوسیوس
[ دوشنبه پنجم خرداد 1393 ] [ 15:41 ] [ مهدي منتظرالقائم ] [ ]
آنكه مي تواند ، انجام مي دهد،آنكه نمي تواند انتقاد مي كند. برناد شاو
[ پنجشنبه یکم خرداد 1393 ] [ 15:46 ] [ مهدي منتظرالقائم ] [ ]
جامعه فرزانگي و سعادت مي يابد كه خو اندن، كار روزانه اش مي باشد. سقراط
[ پنجشنبه یکم خرداد 1393 ] [ 11:33 ] [ مهدي منتظرالقائم ] [ ]
دوست داشتن انسان‌ها به معنای دوست داشتن خود به اندازه دیگری است. اسکات پک

[ دوشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1393 ] [ 14:54 ] [ مهدي منتظرالقائم ] [ ]
هر کجا سه نفر باشند مربیان من خواهند بود زیرا هر چه خوبی دارند می آموزم و هرچه بدی دارند می کوشم که بر اندازم . کنفوسیوس

[ یکشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1393 ] [ 14:41 ] [ مهدي منتظرالقائم ] [ ]

مردم بافرهنگ و متمدن ایران زیباترین جاذبه گردشگری هستند/انتقاد از نبود منابع ایران شناسی

خبرگزاری آنا: استاد فرانسوی ارتباطات گفت: تاریخ، طبیعت، هنر و صنایع دستی ایران از جاذبه های خوب برای گردشگری هستند، اما از نظر من که ۲۰ سال است در مورد ایران مطالعه دارم، مهمترین جاذبه ایران، مردم با فرهنگ و صاحب تمدن ایران هستند.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری آنا، «آسترید لوربر» از استادان علوم ارتباطات و رسانه فرانسه ـ که کتاب «راهنمای گردشگری در ایران» را به زبان فرانسه تدوین نموده و همه ساله چندین بار به ایران و اصفهان سفر می کند، اظهار کرد: من در مورد ایران بسیار مطالعه کرده ام و ایران را بسیار دوست می دارم، من عاشق هنر و فرهنگ ایران زمین هستم و اصفهان، یزد، شیراز و کویر ایران را رویای زیبای خود می دانم، تاریخ، طبیعت، هنر و صنایع دستی ایران از جاذبه های خوب برای گردشگری هستند، اما از نظر من که 20 سال است در مورد ایران مطالعه دارم، مهمترین جاذبه ایران، مردم با فرهنگ و صاحب تمدن ایران هستند.

وی با ارائه توصیفاتی از تمدن و تاریخ ایران گفت: مهمترین اشکالی که به عنوان یک خارجی در زمینه ایران شناسی می توانم بیان کنم، آن است که منابع و متونی که ما برای شناخت ایران در اختیار داریم، متونی است که توسط شرق شناسان و گردشگران اروپایی و غربی تدوین یافته و متأسفانه منابع غنی خود نویسندگان و محققین برجسته ایرانی، بدلیل عدم ترجمه در دسترس محققین و گردشگران و جهانگردانی که به ایران سفر می کنند، نیست.

لوربر با ارائه پیشنهاداتی اجرائی در زمینه تحول در صنعت گردشگری ایران گفت: دیدن آثار مشهور و بناهای معروف و شناخته شده بسیار شوق آفرین است اما  جذاب تر از آن ، آشنایی با میراث معنوی مردم ایران است، دیدن کوچه ها و محلات قدیمی و آشنایی و تناول غذاهای سنتی ایرانی و آشنایی با آداب و سنن و رسوم مردم جاذبه های ثانویه گردشگری است که متاسفانه در ایران  خیلی روی آنها کار نشده است.

وی که در نشست تبادلات فرهنگی ایران و فرانسه و در جمع 400 تن از استادان و دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد اصفهان(خوراسگان) سخن می گفت از حاضرین درخواست کرد با تشکیل گروههای کوچک تورگردانی در محلات قدیمی و امکان طبخ غذاهای سنتی برای گردشگران، تحت نظارت سازمان های متولی گردشگری، به رونق این صنعت کمک کنند.

استاد فرانسوی ارتباطات با این بیان که خوردن غذاهایی مانند؛ انواع کباب، مرغ، خوراک ماهی و... غذاهای تکراری هستند که برای گردشگران جذابیتی ندارد اما غذاهای سنتی ایرانیان که بیشتر غذاهای گیاهی و سبزیجاتی و با جنبه های دارویی است، مانند؛ انواع آش ها،  قورمه ها و... مورد استقبال گردشگران قرار خواهد گرفت.

در این مراسم و پیش از سخنرانی خانم لوربر،دکتر محمودآبادی استاد دانشگاه اصفهان نیز در سخنانی به تبیین جایگاه فرانسه در تبادلات فرهنگی با ایران پرداخت و با بیان تاریخچه ای کوتاه از زمان ورود فرانسویان به ایران، دیدگاهها و شخصیت  وآثار 3 تن از ایران شناسان  و باستان شناسان  فرانسوی را مورد تحلیل قرار داد.

در ابتدای این برنامه دکترشادی خاتمی مدیر گروه زبان و ادبیات فرانسه دانشگاه آزاد اسلامی واحد اصفهان(خوراسگان) و دبیر این نشست به دو زبان فارسی و فرانسه به حاضرین و میهمانان این نشست خیر مقدم گفت و در ادامه رضا اسماعیلی معاون فرهنگی واحد اصفهان  با ارائه سخنانی مبسوط ضمن تأکید بر اهمیت اینگونه نشست ها در قالب دیپلماسی فرهنگی، به نمایندگی از دکتر فروغی رئیس دانشگاه آزاد اسلامی واحد اصفهان(خوراسگان) مقدم میهمانان این جلسه را گرامی دانست. 

[ پنجشنبه چهارم اردیبهشت 1393 ] [ 0:40 ] [ مهدي منتظرالقائم ] [ ]

مردم بافرهنگ و متمدن ایران زیباترین جاذبه گردشگری هستند/انتقاد از نبود منابع ایران شناسی

خبرگزاری آنا: استاد فرانسوی ارتباطات گفت: تاریخ، طبیعت، هنر و صنایع دستی ایران از جاذبه های خوب برای گردشگری هستند، اما از نظر من که ۲۰ سال است در مورد ایران مطالعه دارم، مهمترین جاذبه ایران، مردم با فرهنگ و صاحب تمدن ایران هستند.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری آنا، «آسترید لوربر» از استادان علوم ارتباطات و رسانه فرانسه ـ که کتاب «راهنمای گردشگری در ایران» را به زبان فرانسه تدوین نموده و همه ساله چندین بار به ایران و اصفهان سفر می کند، اظهار کرد: من در مورد ایران بسیار مطالعه کرده ام و ایران را بسیار دوست می دارم، من عاشق هنر و فرهنگ ایران زمین هستم و اصفهان، یزد، شیراز و کویر ایران را رویای زیبای خود می دانم، تاریخ، طبیعت، هنر و صنایع دستی ایران از جاذبه های خوب برای گردشگری هستند، اما از نظر من که 20 سال است در مورد ایران مطالعه دارم، مهمترین جاذبه ایران، مردم با فرهنگ و صاحب تمدن ایران هستند.

وی با ارائه توصیفاتی از تمدن و تاریخ ایران گفت: مهمترین اشکالی که به عنوان یک خارجی در زمینه ایران شناسی می توانم بیان کنم، آن است که منابع و متونی که ما برای شناخت ایران در اختیار داریم، متونی است که توسط شرق شناسان و گردشگران اروپایی و غربی تدوین یافته و متأسفانه منابع غنی خود نویسندگان و محققین برجسته ایرانی، بدلیل عدم ترجمه در دسترس محققین و گردشگران و جهانگردانی که به ایران سفر می کنند، نیست.

لوربر با ارائه پیشنهاداتی اجرائی در زمینه تحول در صنعت گردشگری ایران گفت: دیدن آثار مشهور و بناهای معروف و شناخته شده بسیار شوق آفرین است اما  جذاب تر از آن ، آشنایی با میراث معنوی مردم ایران است، دیدن کوچه ها و محلات قدیمی و آشنایی و تناول غذاهای سنتی ایرانی و آشنایی با آداب و سنن و رسوم مردم جاذبه های ثانویه گردشگری است که متاسفانه در ایران  خیلی روی آنها کار نشده است.

وی که در نشست تبادلات فرهنگی ایران و فرانسه و در جمع 400 تن از استادان و دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد اصفهان(خوراسگان) سخن می گفت از حاضرین درخواست کرد با تشکیل گروههای کوچک تورگردانی در محلات قدیمی و امکان طبخ غذاهای سنتی برای گردشگران، تحت نظارت سازمان های متولی گردشگری، به رونق این صنعت کمک کنند.

استاد فرانسوی ارتباطات با این بیان که خوردن غذاهایی مانند؛ انواع کباب، مرغ، خوراک ماهی و... غذاهای تکراری هستند که برای گردشگران جذابیتی ندارد اما غذاهای سنتی ایرانیان که بیشتر غذاهای گیاهی و سبزیجاتی و با جنبه های دارویی است، مانند؛ انواع آش ها،  قورمه ها و... مورد استقبال گردشگران قرار خواهد گرفت.

در این مراسم و پیش از سخنرانی خانم لوربر،دکتر محمودآبادی استاد دانشگاه اصفهان نیز در سخنانی به تبیین جایگاه فرانسه در تبادلات فرهنگی با ایران پرداخت و با بیان تاریخچه ای کوتاه از زمان ورود فرانسویان به ایران، دیدگاهها و شخصیت  وآثار 3 تن از ایران شناسان  و باستان شناسان  فرانسوی را مورد تحلیل قرار داد.

در ابتدای این برنامه دکترشادی خاتمی مدیر گروه زبان و ادبیات فرانسه دانشگاه آزاد اسلامی واحد اصفهان(خوراسگان) و دبیر این نشست به دو زبان فارسی و فرانسه به حاضرین و میهمانان این نشست خیر مقدم گفت و در ادامه رضا اسماعیلی معاون فرهنگی واحد اصفهان  با ارائه سخنانی مبسوط ضمن تأکید بر اهمیت اینگونه نشست ها در قالب دیپلماسی فرهنگی، به نمایندگی از دکتر فروغی رئیس دانشگاه آزاد اسلامی واحد اصفهان(خوراسگان) مقدم میهمانان این جلسه را گرامی دانست. 

دکتر لیلی دادرس و دکتر استرید لوربر

[ پنجشنبه چهارم اردیبهشت 1393 ] [ 0:39 ] [ مهدي منتظرالقائم ] [ ]
          مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

خداوندا اخلاقی نیکو به من عطا فرما.


چطوری شیطونو داغون کنیم
شیطان به رسول خدا (ص) گفت که طاقت دیدن و تحمل این شش خصلت امت پیامبر اکرم (ص) را ندارد

و آن شش خصلت عبارتند از :
1- هنگامیکه به هم می رسند سلام می کنند .
2- با هم مصافحه می کنند .(دست دادن و روبوسی)
3- برای هر کاری که می خواهند انجام دهند ان شاالله می گویند .
4- از گناه استغفار می کنند .
5- تا نام حضرت محمد (ص) را می شنوند صلوات می فرستند .
6- ابتدای هرکاری بسم الله الرحمن الرحیم می گویند .


هر مشکل مانند یک بسته است که درون آن هدیه ای ارزشمند وجود دارد. هر تجربه ناخوشایند بسته ای است که در آن هدیه خرد و نیرو پنهان است. شخصی که این مطلب را می داند لبخند زنان به مشکلات خوش آمد می گوید. او فردی شکست ناپذیر است و راه پیروزی را می پیماید.همچون ارد بزرگ که گفته است:
رنج آدمی را نیرومند می سازد برسان کوهستان سخت .
1- هميشه مودب باشيد
2- هيچگاه دشنام ندهيد
3- با صداي بلند صحبت نكنيد
4- كنترل خود را از دست ندهيد
5- به ديگران خيره نشويد
6-صحبت كسي را قطع نكنيد
7- هميشه وقت شناس باشيد
8- اسرار زندگي خصوصي خود را فاش نسازيد
9- آب دهان نياندازيد
10- حرمت بزرگترها را نگاه داريد
11- به اشتباهات ديگران نخنديد
12- كلاه خود را از سر برداريد
13- پيش از صرف غذا منتظر بمانيد همه ميهمانان سر جايشان بنشينند
14- فخر فروشي نكنيد
15- به ساعتتان نگاه نكنيد
موضوعات وب
امکانات وب





  • راه آرام
  • پی سی سون